السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )
471
تفسير الميزان ( فارسي )
ديگر در آخر غربى خليج فارس قرار دارد ، و به نوعى مجاز آن را محل اجتماع دو دريا خواندهاند . كلمه « حقب » به معناى دهر و روزگار است ، و اگر نكرده آمده بدين جهت است كه بر وصفى محذوف دلالت كند چه تقدير كلام : « حقبا طويلا - روزگارى دراز » است . و معناى آيه - و خدا داناتر است - اين است : به ياد آر آن زمانى را كه موسى به جوان ملازم خود گفت مدام راه مىپيمايم تا به مجمع البحرين برسم و يا روزگارى طولانى به سير خود ادامه دهم . * ( « فَلَمَّا بَلَغا مَجْمَعَ بَيْنِهِما نَسِيا حُوتَهُما فَاتَّخَذَ سَبِيلَه فِي الْبَحْرِ سَرَباً » ) * . ظاهرا اضافه « مجمع » بر كلمه « بينهما » اضافه صفت به موصوف است و اصل آن چنين است : بين دو دريا كه اينچنين صفت دارد كه مجمع آن دو است . * ( « نَسِيا حُوتَهُما » ) * - از دو آيه بعد استفاده مىشود كه ماهى مذكور ماهى نمك خورده و يا بريان شده بوده و آن را با خود برداشتهاند كه در بين راه غذايشان باشد ، نه اينكه ماهى زنده اى بوده . و ليكن همين ماهى بريان شده در آن منزل كه فرود آمدند زنده شده و خود را به دريا انداخته است و جوان همراه موسى نيز زنده شدن آن را و شنايش را در آب دريا ديده . چيزى كه هست يادش رفته بود كه به موسى بگويد و موسى هم فراموش كرده بود كه از او بپرسد ماهى كجاست ، و بنا بر اين اينكه فرموده « * ( نَسِيا حُوتَهُما ) * - هر دو ، ماهى خود را فراموش كردند » معنايش اين مىشود كه موسى فراموش كرد كه ماهى در خورجين است و رفيقش هم فراموش كرد كه به وى بگويد ماهى زنده شد و به دريا افتاد . اين آن معنايى است كه مفسرين هم استفاده كردهاند ولى بايد دانست كه آيات مورد بحث صريح نيست در اينكه ماهى مزبور بعد از مردن زنده شده باشد ، بلكه تنها از ظاهر « فراموش كردند ماهيشان را » و از ظاهر كلام رفيق موسى كه گفت : « من ماهى را فراموش كردم » اين معنا استفاده مىشود كه ماهى را روى سنگى لب دريا گذاشته بودهاند و به دريا افتاده و يا موج دريا آن را به طرف خود كشيده است و در اعماق دريا فرو رفته و ناپديد شده است . اين معنا را روايات تاييد مىكند ، زيرا در آنها آمده كه قضيه گم شدن ماهى علامت ديدار با خضر بوده نه زنده شدن آن - و خدا داناتر است . * ( « فَاتَّخَذَ سَبِيلَه فِي الْبَحْرِ سَرَباً » ) * - كلمه « سرب » به معناى مسلك و مذهب است . « سرب » و « نفق » عبارت است از راهى كه در زير زمين كنده شده و از نظر عموم پنهان است . گويا راهى را كه ماهى موسى پيش گرفته و به دريا رفت تشبيه به نقبى كرده كه كسى